این لیست شامل اصطلاحات کلیدی در حوزه شبکه و امنیت اطلاعات است.
سیستم عددی مبتنی بر پایه ۲ که فقط از ارقام ۰ و ۱ استفاده میکند و اساس کار کامپیوترهاست.
کوچکترین واحد اطلاعاتی در محاسبات دیجیتال که میتواند ۰ یا ۱ باشد (مخفف Binary Digit).
یک عملگر منطقی که تنها زمانی خروجی TRUE (درست) میدهد که هر دو ورودی TRUE باشند.
یک عملگر منطقی که زمانی خروجی TRUE میدهد که حداقل یکی از ورودیها TRUE باشد.
یک عملگر منطقی که زمانی خروجی TRUE میدهد که ورودیها متفاوت باشند (یکی TRUE و دیگری FALSE).
یک عملگر منطقی که خروجی را معکوس ورودی میکند (TRUE را به FALSE و FALSE را به TRUE تبدیل میکند).
کد استاندارد آمریکایی برای تبادل اطلاعات، یک استاندارد کدگذاری کاراکتر برای ارتباطات الکترونیکی.
موقعیت یک بیت در یک عدد باینری که ارزش مکانی آن را تعیین میکند (مانند یکان، دهگان و...).
روش ارتباطی که در آن بستههای داده بدون نیاز به ایجاد یک ارتباط اولیه و پایدار ارسال میشوند (مانند UDP).
روش ارتباطی که قبل از ارسال داده، یک ارتباط پایدار و مطمئن بین فرستنده و گیرنده برقرار میشود (مانند TCP).
انتقال دادهها به صورت دیجیتال روی یک کانال ارتباطی بدون تعدیل سیگنال، که تمام پهنای باند را اشغال میکند.
انتقال دادهها با ظرفیت بالا و با استفاده از کانالهای متعدد به صورت همزمان (مانند DSL یا فیبر نوری).
کانال ارتباطی با پهنای باند محدود که برای انتقال حجم کمی از دادهها استفاده میشود.
مکانیزمی در پروتکلهای ارتباطی (مانند TCP) که اجازه میدهد چندین بسته داده به صورت همزمان ارسال شوند قبل از دریافت تأییدیه.
فرایند تقسیم دادههای بزرگ به قطعات کوچکتر (سگمنت) برای انتقال آسانتر در شبکه.
شماره شناسایی یک قطعه داده (سگمنت) در لایه انتقال (مثلاً در TCP) برای بازسازی صحیح دادهها در مقصد.
شماره ترتیبی اختصاص داده شده به هر بایت یا سگمنت در یک جریان داده برای تضمین ترتیب صحیح تحویل و تشخیص بستههای تکراری.
محیط فیزیکی که دادهها از طریق آن منتقل میشوند، مانند کابلهای مسی، فیبر نوری یا امواج رادیویی.
به صورت سلسلهمراتبی؛ ساختاردهی شبکه یا سیستمها به سطوح مختلف که هر سطح به سطح بالاتر یا پایینتر خود وابسته است.
یک توپولوژی شبکه که در آن یک دستگاه مرکزی (هاب) به چندین دستگاه جانبی (اسپوک) متصل است.
در زمینه شبکه، میتواند به انتشار اطلاعات یا پیامها در سراسر شبکه اشاره داشته باشد (هرچند این اصطلاح بیشتر در علوم سیاسی و ارتباطات استفاده میشود).
نوعی کابل شبکه که از یک سیم مسی مرکزی، عایق، شیلد فلزی و روکش بیرونی تشکیل شده است.
نوعی کابل شبکه که از زوج سیمهای به هم تابیده شده برای کاهش تداخل الکترومغناطیسی تشکیل شده است.
کابلی که از رشتههای نازک شیشه یا پلاستیک برای انتقال دادهها به صورت پالسهای نور استفاده میکند.
یک استاندارد صنعتی برای اتصال و ارتباط دستگاههای جانبی به کامپیوترها.
کابلی که دادهها را بیت به بیت و به صورت متوالی منتقل میکند.
نوعی کابل اترنت که پینهای یک طرف آن نسبت به طرف دیگر معکوس شدهاند و معمولاً برای اتصال کنسول به دستگاههای شبکه استفاده میشود.
نوعی کابل شبکه که برای اتصال دستگاهها در شبکههای اترنت استفاده میشود.
کابل اترنت که سیمهای ارسال و دریافت آن در دو سر کابل جابجا شدهاند و برای اتصال مستقیم دو دستگاه مشابه (مانند دو کامپیوتر) استفاده میشود.
نوعی کابل که سیمهای آن به صورت موازی و مسطح در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند (مانند کابلهای ریبون).
روش قدیمی برای اتصال دستگاهها به کابل کواکسیال بدون نیاز به برش کابل اصلی.
نوعی کانکتور شبکه که برای اتصال سه کابل کواکسیال یا سه دستگاه در توپولوژی Bus استفاده میشود.
تجهیزاتی مانند روتر، سوئیچ، هاب و مودم که برای اتصال و مدیریت دستگاهها در یک شبکه استفاده میشوند.
اجزایی که برای اتصال کابلهای شبکه به دستگاهها استفاده میشوند (مانند RJ-45).
رسانههای فیزیکی مانند کابلهای اترنت، فیبر نوری یا کواکسیال که برای انتقال داده در شبکه به کار میروند.
شبکه خدمات دیجیتال یکپارچه، یک استاندارد برای انتقال همزمان صدا، تصویر و داده بر روی خطوط تلفن دیجیتال.
شبکه تلفن عمومی سوییچشده، شبکه تلفن سنتی که برای انتقال صدا استفاده میشود.
آرایش فیزیکی یا منطقی دستگاهها و کابلها در یک شبکه (مانند ستاره، حلقه، باس).
توپولوژی شبکه که در آن هر دستگاه به صورت مستقیم به هر دستگاه دیگری متصل است و چندین مسیر برای انتقال داده وجود دارد.
توپولوژی شبکه که در آن تمام دستگاهها به یک کابل مرکزی مشترک متصل هستند.
توپولوژی شبکه که در آن تمام دستگاهها به یک دستگاه مرکزی (مانند هاب یا سوئیچ) متصل هستند.
توپولوژی شبکه که در آن دستگاهها به صورت حلقوی به یکدیگر متصل هستند و دادهها در یک جهت حرکت میکنند.
نوعی توپولوژی حلقه و پروتکل دسترسی به رسانه که در آن یک توکن (نشان) در حلقه حرکت میکند و فقط دستگاهی که توکن را دارد میتواند داده ارسال کند.
یک فریم خاص در شبکههای Token Ring که حق ارسال داده را به دستگاهی که آن را در اختیار دارد، میدهد.
رابط داده توزیعشده فیبر، یک استاندارد شبکه محلی (LAN) با سرعت بالا که از فیبر نوری استفاده میکند و بر پایه توپولوژی حلقه است.
حالت انتقال ناهمگام، یک فناوری سوییچینگ و مالتیپلکسینگ برای انتقال همزمان صدا، تصویر و داده در سلولهای کوچک با اندازه ثابت.
یک فناوری WAN با کارایی بالا که برای انتقال داده در بستههای (فریم) با اندازه متغیر طراحی شده است.
پروتکلهای مرتبط با فناوری Frame Relay که نحوه انتقال، آدرسدهی و مدیریت فریمها را تعریف میکنند.
مگاهرتز، واحد اندازهگیری فرکانس (یک میلیون هرتز) که معمولاً برای سرعت پردازندهها یا فرکانسهای رادیویی استفاده میشود.
گیگاهرتز، واحد اندازهگیری فرکانس (یک میلیارد هرتز) که سرعتهای بالاتر را نشان میدهد.
جریان پیوسته از دادهها یا اطلاعات که به صورت متوالی منتقل میشود.
جریان پیوسته از بیتها یا بایتها که در حال انتقال در یک کانال ارتباطی هستند.
جریان پیوسته از دادههای صوتی و تصویری که به صورت همزمان منتقل میشوند (مانند پخش ویدئو آنلاین).
حداکثر مقدار دادهای که میتواند در یک بازه زمانی مشخص از طریق یک کانال ارتباطی منتقل شود.
سرعتی که یک پالس ساعت (Clock) تولید میشود و عملیات همزمان را در یک سیستم دیجیتال تنظیم میکند.
واحد سرویس کانال، دستگاهی که سیگنالهای تجهیزات داده مشتری (DTE) را برای انتقال روی خطوط دیجیتال آماده میکند.
واحد سرویس داده، دستگاهی که دادههای دیجیتال را از تجهیزات DTE دریافت کرده و برای انتقال در شبکه تلفن دیجیتال آماده میکند.
تجهیزات پایانهای داده، دستگاهی که دادهها را تولید یا مصرف میکند (مانند کامپیوتر یا روتر).
تجهیزات ارتباطی داده، دستگاهی که مسئول انتقال دادهها در شبکه است (مانند مودم یا CSU/DSU).
حالتی که ظرفیت یک بافر یا منبع داده از حد مجاز خود فراتر میرود.
در شبکه به معنی ارسال یک فریم به تمامی پورتها (به جز پورت مبدا) است. این کار زمانی اتفاق میافتد که سوئیچ مقصد فریم را در جدول مکآدرس خود نشناسد.
به طور کلی به جریان یافتن یا عبور ترافیک از مسیرهای شبکه اشاره دارد، اما اصطلاح فنی رایجی مانند Flooding در مباحث سوئیچینگ نیست.
مکانیزمی برای مدیریت سرعت ارسال دادهها بین فرستنده و گیرنده به منظور جلوگیری از اشباع شدن گیرنده.
استفاده از حافظه موقت (بافر) برای ذخیره دادهها قبل از پردازش یا ارسال، به منظور مدیریت تفاوت سرعتها.
فرایند توافق بین دو دستگاه شبکه بر روی پارامترهای ارتباطی مانند سرعت، پروتکلها و تنظیمات.
تأییدیه دریافت موفقیتآمیز یک بسته داده توسط گیرنده.
اعلامیه عدم دریافت موفقیتآمیز یک بسته داده توسط گیرنده، که معمولاً درخواست ارسال مجدد را به همراه دارد.
حداکثر واحد انتقال، بزرگترین اندازه یک بسته داده (شامل هدرها) که میتواند بدون تقسیمبندی در یک لایه شبکه منتقل شود.
بزرگترین اندازه ممکن برای MTU در یک پروتکل یا لینک خاص (معمولاً 1500 بایت برای اترنت).
کوچکترین اندازه مجاز برای MTU که پروتکلها باید بتوانند آن را بدون تقسیمبندی انتقال دهند.
فرآیند سه مرحلهای برای برقراری ارتباط مطمئن در پروتکل TCP (SYN, SYN-ACK, ACK).
ارتباطی که در آن ارسال و دریافت دادهها با استفاده از یک سیگنال ساعت مشترک همزمان میشوند.
ارتباطی که در آن ارسال و دریافت دادهها بدون نیاز به سیگنال ساعت مشترک انجام میشود، با استفاده از بیتهای شروع و پایان.
مکانیزمهایی برای تشخیص و تصحیح خطاها در دادههای منتقل شده.
سیگنالی که در اترنت CSMA/CD برای اطلاعرسانی به تمامی ایستگاهها مبنی بر وقوع تصادم (Collision) ارسال میشود.
دسترسی چندگانه با حس کردن حامل و تشخیص تصادم، پروتکلی برای کنترل دسترسی به رسانه در شبکههای اترنت سیمی.
دسترسی چندگانه با حس کردن حامل و اجتناب از تصادم، پروتکلی برای کنترل دسترسی به رسانه در شبکههای بیسیم.
یک مسیر بسته در شبکه که میتواند باعث تکرار بینهایت فریمها و افزایش بیرویه ترافیک شود.
پروتکل کنترل انتقال، یک پروتکل ارتباطی اتصالگرا و مطمئن در لایه انتقال مدل TCP/IP.
پروتکل دیتاگرام کاربر، یک پروتکل ارتباطی بدون اتصال و غیرقابل اطمینان در لایه انتقال مدل TCP/IP.
بخشی از شبکه که در آن اگر دو دستگاه به طور همزمان داده ارسال کنند، تصادم (Collision) رخ میدهد.
توانایی یک کانال ارتباطی برای ارسال و دریافت دادهها.
حالتی که دستگاهها میتوانند به صورت همزمان ارسال و دریافت داده انجام دهند.
حالتی که دستگاهها میتوانند ارسال یا دریافت داده انجام دهند، اما نه به صورت همزمان.
الگوریتمی برای تشخیص تغییرات تصادفی در دادهها در حین انتقال.
ممکن است به "Common File System" یا مفاهیم دیگری بستگی به زمینه اشاره داشته باشد. در زمینه عمومی شبکه رایج نیست.
بررسی افزونگی چرخهای، یک روش برای تشخیص خطاهای داده در حین انتقال.
بستههای کوچکی که توسط روترها یا سوئیچها به صورت دورهای ارسال میشوند تا همسایگان خود را شناسایی کنند و ارتباطشان را حفظ کنند.
فاصله زمانی بین ارسال دو بسته Hello متوالی.
واحد داده پروتکل، نام عمومی برای واحد داده در هر لایه از مدل OSI/TCP-IP (مثلاً Segment در TCP، Packet در IP، Frame در اترنت).
واحد داده پروتکل Bridge، بستههایی که توسط پروتکل STP برای جلوگیری از حلقهها در شبکههای لایه ۲ ارسال میشوند.
اندازه واقعی دادههای کاربر که در یک بسته یا فریم شبکه حمل میشود، بدون احتساب هدرها و تریلرها.
بیشترین اندازه دادهای که میتواند در یک بسته یا فریم حمل شود.
کمترین اندازه دادهای که یک بسته یا فریم باید حمل کند.
نوسان در تأخیر دریافت بستههای داده که میتواند بر کیفیت جریانهای صوتی و تصویری تأثیر بگذارد.
تأخیر زمانی بین لحظه ارسال یک بسته داده و لحظه دریافت آن.
بهروزرسانی مسیرها در پروتکلهای مسیریابی که بلافاصله پس از تغییر در شبکه (به جای انتظار برای بهروزرسانی دورهای) ارسال میشود.
پروتکل کشف سیسکو، پروتکلی اختصاصی سیسکو برای کشف دستگاههای مجاور سیسکو در شبکه.
پروتکل پیکربندی میزبان پویا، پروتکلی برای تخصیص خودکار آدرسهای IP و سایر اطلاعات پیکربندی شبکه به دستگاهها.
سروری که مسئول تخصیص آدرسهای IP و سایر تنظیمات DHCP به کلاینتها است.
دستگاهی که از سرور DHCP درخواست آدرس IP و تنظیمات شبکه میکند.
سیستم نام دامنه، سیستمی برای ترجمه نامهای دامنه قابل خواندن توسط انسان به آدرسهای IP عددی.
ورودیهای مختلف در یک سرور DNS که اطلاعات مربوط به نامهای دامنه را نگهداری میکنند (مانند A Record, MX Record).
پروتکل تفکیک آدرس، پروتکلی برای ترجمه آدرسهای IP به آدرسهای MAC در شبکه محلی.
پروتکل تفکیک آدرس معکوس، پروتکلی برای ترجمه آدرسهای MAC به آدرسهای IP.
احراز هویت، اعطای مجوز، حسابداری؛ چارچوبی برای کنترل دسترسی به منابع شبکه.
سرویس شمارهگیری راه دور کاربر، یک پروتکل شبکه برای AAA که احراز هویت، اعطای مجوز و حسابداری را مدیریت میکند.
فرآیند افزودن هدرها و تریلرها به دادهها در هر لایه از مدل OSI/TCP-IP در حین ارسال.
نوع پروتکل یا فرمت هدر/تریلر استفاده شده برای کپسولهسازی در یک لایه خاص (مثلاً اترنت، PPP).
یک مقدار زمانی که به یک رویداد یا بسته داده اضافه میشود.
مدت زمانی که یک روتر منتظر میماند تا قبل از حذف یک مسیر از جدول مسیریابی خود، هیچ بهروزرسانی در مورد آن دریافت نکند.
پیامهای کوچکی که به صورت دورهای بین دو دستگاه ارسال میشوند تا اتصال فعال بین آنها را حفظ کنند.
بهروزرسانیهای روتینگ که در فواصل زمانی ثابت توسط روترها ارسال میشوند تا وضعیت مسیرها را به اشتراک بگذارند.
مدت زمان بین هر بهروزرسانی دورهای در پروتکلهای مسیریابی.
عبور یک بسته داده از یک روتر یا دستگاه لایه ۳ دیگر در مسیر خود به مقصد.
تعداد روترهایی که یک بسته داده برای رسیدن به مقصد باید از آنها عبور کند (یک متریک در پروتکلهای مسیریابی).
در زمینه سوئیچینگ لایه ۲، به تعداد سوئیچهایی که یک فریم باید از آنها عبور کند اشاره دارد، اگرچه Hop Count بیشتر با روترها مرتبط است.
تعداد روترهایی که در یک مسیر خاص برای رسیدن به یک شبکه مقصد وجود دارند.
خانوادهای از پروتکلهای مسیریابی که مسیرها را بر اساس فاصله (مثلاً Hop Count) و جهت به مقصد تعیین میکنند (مانند RIP).
خانوادهای از پروتکلهای مسیریابی که اطلاعات کامل توپولوژی شبکه را جمعآوری کرده و بهترین مسیر را محاسبه میکنند (مانند OSPF و IS-IS).
مقداری که توسط پروتکلهای مسیریابی برای تعیین بهترین مسیر به یک مقصد استفاده میشود (مثلاً Hop Count، پهنای باند، تأخیر).
متریکی که معمولاً در پروتکلهای Link State (مانند OSPF) برای انتخاب بهترین مسیر استفاده میشود و میتواند بر اساس پهنای باند باشد.
جفتهای کلید-مقدار، یک مدل داده ساده که در آن هر آیتم با یک کلید منحصربهفرد شناسایی میشود.
مسیری که یک بسته داده برای رسیدن از مبدا به مقصد در شبکه طی میکند.
یک مسیر مسیریابی که به صورت دستی توسط مدیر شبکه پیکربندی میشود و به صورت خودکار تغییر نمیکند.
پروتکل اینترنت، پروتکل اصلی در لایه شبکه مدل TCP/IP که مسئول آدرسدهی و مسیریابی بستهها است.
پروتکل اطلاعات مسیریابی نسخه ۱، یک پروتکل مسیریابی Distance Vector قدیمی که از Hop Count به عنوان متریک استفاده میکند و از VLSM پشتیبانی نمیکند.
پروتکل اطلاعات مسیریابی نسخه ۲، نسخه بهبود یافته RIP که از VLSM پشتیبانی میکند و قابلیتهای بهتری دارد.
پروتکل مسیریابی دروازه داخلی، یک پروتکل مسیریابی Distance Vector اختصاصی سیسکو که از متریکهای پیچیدهتری استفاده میکند.
پروتکل مسیریابی دروازه داخلی پیشرفته، یک پروتکل مسیریابی هیبریدی اختصاصی سیسکو که ترکیبی از ویژگیهای Distance Vector و Link State را دارد.
کوتاهترین مسیر اول را باز کن، یک پروتکل مسیریابی Link State داخلی (IGP) که به طور گسترده استفاده میشود و از متریک Cost بهره میبرد.
پروتکل دروازه داخلی، پروتکلهای مسیریابی که درون یک سیستم خودمختار (AS) کار میکنند (مانند RIP, OSPF, EIGRP).
پروتکل دروازه خارجی، پروتکلهای مسیریابی که بین سیستمهای خودمختار (AS) کار میکنند (مانند BGP).
پروتکل دروازه مرزی، پروتکل مسیریابی استاندارد برای تبادل اطلاعات مسیریابی بین سیستمهای خودمختار در اینترنت.
سیستم به سیستم میانی، یک پروتکل مسیریابی Link State داخلی (IGP) دیگر که در شبکههای بزرگ مخابراتی استفاده میشود.
فرایند تقسیم یک شبکه IP بزرگ به چندین زیرشبکه کوچکتر برای بهبود مدیریت و بهرهوری.
یک ماسک ۳۲ بیتی که برای تفکیک بخش شبکه از بخش میزبان در یک آدرس IP استفاده میشود و زیرشبکه را مشخص میکند.
مسیریابی بین دامنه بدون کلاس، روشی برای تخصیص آدرسهای IP و مسیریابی که از پیشوند (Prefix) برای مشخص کردن بخش شبکه استفاده میکند.
دروازه، دستگاهی (معمولاً یک روتر) که به دو یا چند شبکه متفاوت متصل است و ترافیک بین آنها را هدایت میکند.
یک مسیر مسیریابی که برای هدایت ترافیک به تمامی مقصدهای ناشناخته استفاده میشود و به عنوان "مسیر به اینترنت" شناخته میشود.
یک سرور واسطه که درخواستهای کلاینت را دریافت کرده و به نمایندگی از آنها به سرور مقصد ارسال میکند (میتواند برای امنیت یا کش استفاده شود).
کنترل دسترسی رسانه، آدرس فیزیکی منحصر به فردی که به هر کارت شبکه (NIC) اختصاص داده میشود و در لایه ۲ کار میکند.
شبکه محلی مجازی، تقسیم یک سوئیچ فیزیکی به چندین سوئیچ منطقی برای جداسازی ترافیک و افزایش امنیت.
فرایند ارسال ترافیک چندین VLAN از طریق یک لینک فیزیکی واحد بین سوئیچها یا سوئیچ و روتر.
فرایند کپسولهسازی بستههای داده یک پروتکل درون بستههای پروتکل دیگر برای ارسال آنها از طریق یک شبکه واسط (مانند VPN).
پروتکل ترانکینگ VLAN، پروتکلی اختصاصی سیسکو برای انتشار اطلاعات VLAN در سراسر یک دامنه سوئیچینگ.
پروتکل پیام کنترل اینترنت، پروتکلی برای ارسال پیامهای خطا و اطلاعات کنترل در شبکه IP.
نوعی پیام ICMP که برای تست قابلیت دسترسی و اتصال به یک میزبان استفاده میشود.
ارسال یک پیام Echo (درخواست Echo) به یک میزبان دیگر.
پیام ICMP که برای درخواست پاسخ از یک میزبان دیگر ارسال میشود (بخشی از ابزار Ping).
پاسخ ICMP که توسط میزبان دریافتکننده به پیام Echo-request ارسال میشود.
ابزاری که از پیامهای ICMP Echo برای تست اتصال و زمان رفت و برگشت به یک میزبان شبکه استفاده میکند.
مدت زمانی که یک سیستم منتظر پاسخ میماند قبل از اینکه عملیات را لغو کند یا خطا اعلام کند.
پیام ICMP که نشان میدهد یک میزبان یا شبکه مقصد قابل دسترسی نیست.
ابزاری (مانند Traceroute/Tracert) که مسیر (هاپها) یک بسته داده را از مبدا تا مقصد در شبکه ردیابی میکند.
در زمینه سیسکو، قابلیتی که وضعیت یک آبجکت (مانند یک اینترفیس) را برای استفاده در سیاستهای مختلف مانیتور میکند.
کانکتور فیزیکی روی یک دستگاه شبکه (مانند روتر یا سوئیچ) که کابل به آن متصل میشود.
یک جزء سختافزاری قابل تعویض که به یک دستگاه شبکه (مانند روتر یا سوئیچ) اضافه میشود تا قابلیتهای آن را افزایش دهد.
شماره پورتهای TCP/UDP که برای شناسایی برنامهها یا سرویسهای مختلف در یک آدرس IP استفاده میشوند (مثلاً پورت ۸۰ برای HTTP).
وضعیت از دست رفتن بستههای داده در حین انتقال در شبکه.
بستههای دادهای که در حین انتقال در شبکه از بین رفتهاند و به مقصد نرسیدهاند.
عملی که در آن یک بسته داده توسط یک دستگاه شبکه به دلیل خطا، فیلترینگ یا اشباع بافر رها میشود.
مشابه Drop؛ دور انداختن یک بسته داده توسط دستگاه شبکه.
کیفیت سرویس، مکانیزمهایی برای مدیریت ترافیک شبکه و تضمین عملکرد مورد نیاز برای برنامههای خاص (مانند VoIP یا ویدئو).
نوع سرویس، فیلدی در هدر IP که میتواند برای طبقهبندی و اولویتبندی بستهها برای QoS استفاده شود.
فناوری پخش پیوسته دادههای صوتی و تصویری از طریق شبکه بدون نیاز به دانلود کامل فایل.
فرایند تبادل اطلاعات کنترلی (نه دادههای واقعی) برای برقراری، مدیریت و قطع ارتباطات (مانند تماسهای تلفنی VoIP).
سیستم عددی پایه ۲ (۰ و ۱).
سیستم عددی پایه ۱۰ (۰ تا ۹).
سیستم عددی پایه ۱۶ (۰ تا ۹ و A تا F).
سیگنالها یا دادههایی که به صورت پیوسته و متغیر هستند (مانند سیگنال صوتی سنتی).
توانایی یک سیستم برای ادامه کار در صورت خرابی یک یا چند جزء آن، با استفاده از اجزای اضافی (Redundant).
در زمینه EIGRP، یک پارامتر برای اجازه دادن به روتر برای استفاده از مسیرهای نامساوی (با متریک متفاوت) برای Load Balancing.
پیکربندی Variance در EIGRP برای تعادل بار روی مسیرهای با متریک نابرابر.
دادههایی که در یک فضای ذخیرهسازی ثابت (مانند هارد دیسک یا پایگاه داده) ذخیره شدهاند.
دادههایی که در حال انتقال از طریق یک شبکه هستند.
شبکه تحویل محتوا، شبکهای از سرورها در نقاط جغرافیایی مختلف که محتوا را نزدیکتر به کاربران ذخیره میکنند تا سرعت تحویل را افزایش دهند.
پروتکل درخت پوشا، پروتکلی که برای جلوگیری از حلقهها در شبکههای اترنت لایه ۲ با مسدود کردن مسیرهای اضافی استفاده میشود.
مکانیزمی در STP که پورتهای غیرضروری را در یک ترانک متوقف میکند تا ترافیک VLANها را محدود کند.
نسخه سریعتر STP (RSTP) که زمان همگرایی (Convergence) شبکه را پس از تغییرات توپولوژی به شدت کاهش میدهد.
یک دستگاه شبکه لایه ۱ که بستههای دریافتی را به تمامی پورتهای خود فوروارد میکند و دامنه تصادم بزرگی ایجاد میکند.
یک دستگاه شبکه لایه ۲ که فریمها را بر اساس آدرس MAC فوروارد میکند و میتواند دامنههای تصادم را جدا کند.
یک دستگاه شبکه لایه ۱ که سیگنالهای ضعیف شده را تقویت میکند تا طول کابلها افزایش یابد.
یک دستگاه شبکه لایه ۳ که بستهها را بر اساس آدرس IP مسیریابی میکند و دامنههای Broadcast را جدا میکند.
یک دستگاه شبکه لایه ۲ که فریمها را به پورت مقصد خاص (بر اساس آدرس MAC) فوروارد میکند و کارایی شبکه را بهبود میبخشد.
جدولی در یک Bridge (و سوئیچ) که آدرسهای MAC را به پورتهای فیزیکی نگاشت میدهد.
همان Bridge Table است که در سوئیچها استفاده میشود و MAC آدرسها را با پورتهای مرتبط ذخیره میکند.
جدولی در یک روتر که شامل اطلاعات مسیرهای شناخته شده به شبکههای مختلف است.
جدول حافظه قابل آدرسدهی محتوا (Content Addressable Memory) در سوئیچها که آدرسهای MAC را با پورتها نگاشت میدهد و برای فورواردینگ استفاده میشود.
حافظه دسترسی تصادفی غیرفرار، نوعی حافظه که اطلاعات را حتی پس از قطع برق نیز حفظ میکند (مثلاً برای ذخیره Startup Configuration در روترهای سیسکو).
اطلاعات ذخیره شده در NVRAM دستگاه (مانند پیکربندی Startup).
خودآزمایی روشن شدن سیستم، فرایندی که دستگاه هنگام روشن شدن برای بررسی سلامت سختافزار خود انجام میدهد.
حافظه دسترسی تصادفی، حافظه اصلی و موقت دستگاه که برای ذخیره پیکربندی در حال اجرا و دادههای موقت استفاده میشود.
واحد پردازش مرکزی، مغز دستگاه که مسئول اجرای دستورالعملها و پردازش دادههاست.
حافظه فقط خواندنی، حافظهای که حاوی بوتاسترپ و دستورالعملهای اساسی برای راهاندازی دستگاه است.
پیکربندی فعال دستگاه که در RAM ذخیره شده و در حال حاضر استفاده میشود.
نسخه کوچکی از ROM یا حافظهای که حاوی نسخه محدودی از سیستم عامل برای بوتشدن دستگاه است.
نوعی حافظه غیرفرار که برای ذخیره سیستم عامل (IOS در سیسکو) و فایلهای دیگر استفاده میشود.
حافظه فقط خواندنی قابل برنامهریزی و پاکسازی الکترونیکی، نوعی حافظه غیرفرار برای ذخیره تنظیمات.
رجیستری در روترهای سیسکو که رفتار بوتشدن و سایر تنظیمات سطح پایین را کنترل میکند.
پورت روی یک روتر که برای مسیریابی ترافیک به شبکههای دیگر استفاده میشود.
پورت روی یک سوئیچ که برای اتصال دستگاهها در یک شبکه محلی استفاده میشود.
یک کپی از دادهها یا پیکربندی برای بازیابی در صورت خرابی.
در پروتکلهای مسیریابی مانند OSPF، روتر پشتیبان تعیین شده که در صورت خرابی روتر اصلی (DR) وظیفه را بر عهده میگیرد.
مقداری که برای تعیین نقش یا برتری یک دستگاه در فرآیندهای خاص (مانند انتخاب Root Bridge در STP یا DR/BDR در OSPF) استفاده میشود.
در شبکه، به دستگاههای مجاور که به صورت مستقیم یا در یک سگمنت مشترک متصل هستند و از طریق پروتکلهای خاصی با هم ارتباط برقرار میکنند.
مجموعه دستگاههای همسایه در یک شبکه.
یک اتصال ارتباطی اختصاصی و ثابت بین دو نقطه که برای یک مشتری اجاره میشود.
ارائهدهنده سرویس اینترنت، شرکتی که خدمات دسترسی به اینترنت را فراهم میکند.
آدرس IP که در اینترنت قابل دسترسی است و به صورت جهانی منحصر به فرد است.
آدرس IP که فقط در شبکههای داخلی (LAN) استفاده میشود و در اینترنت قابل مسیریابی نیست.
ماسک ۳۲ بیتی که در ACLها یا OSPF برای تعیین اینکه کدام بخش از آدرس IP باید مطابقت داشته باشد و کدام بخش مهم نیست، استفاده میشود.
قابلیت یک دستگاه یا پروتکل برای انجام وظایف خود بدون اینکه برای کاربر نهایی قابل مشاهده یا دخالت باشد.
یک سوئیچ (یا Bridge) که به صورت شفاف (Transparent) فریمها را فوروارد میکند و از دید دستگاههای انتهایی پنهان است.
نوعی شبکه که دادهها را به صورت بستههای مجزا (Packet) ارسال میکند و هر بسته ممکن است مسیر متفاوتی را طی کند.
نوعی شبکه که دادهها را در واحدهای کوچک و با اندازه ثابت به نام "سلول" (Cell) ارسال میکند (مانند ATM).
نوعی شبکه که قبل از انتقال داده، یک مسیر اختصاصی و ثابت (مدار) بین دو نقطه برقرار میکند (مانند PSTN).
سوئیچی که به یک استفاده خاص یا برای یک هدف اختصاصی طراحی شده است.
یک روش فورواردینگ در سوئیچها (Cut-Through) که فقط به اندازه ۶۴ بایت اول فریم را قبل از فورواردینگ بررسی میکند تا از ارسال فریمهای آسیبدیده کوچک جلوگیری کند.
یک روش فورواردینگ در سوئیچها که کل فریم را قبل از فورواردینگ دریافت و بررسی میکند تا خطاهای CRC را شناسایی کند.
یک روش فورواردینگ در سوئیچها که فریم را بلافاصله پس از دریافت آدرس MAC مقصد شروع به فورواردینگ میکند، بدون انتظار برای دریافت کل فریم.
الگوریتمی برای زمانبندی یا توزیع منابع که به صورت چرخشی به هر درخواستکننده نوبت میدهد.
لیست کنترل دسترسی (Access Control List)، مجموعهای از قواعد برای فیلتر کردن ترافیک شبکه. شامل ACLهای استاندارد (فقط بر اساس IP مبدا)، Extended (بر اساس IP مبدا/مقصد، پورت، پروتکل) و قواعد Permit (اجازه عبور) و Deny (منع عبور) است. شماره ACL نیز برای شناسایی آن به کار میرود.
در ACL، قواعد Explicit (صریح) به صورت دستی پیکربندی میشوند، در حالی که یک قاعده Deny Implicit (ضمنی) در انتهای هر ACL وجود دارد که ترافیک غیرمجاز را رد میکند.
فرایند ارتباط دادن یک هویت منطقی (مانند آدرس IP) به یک هویت فیزیکی (مانند آدرس MAC).
برنامه یا طراحی شبکه.
اتصال مستقیم دو دستگاه (مانند دو روتر) به یکدیگر بدون هیچ دستگاه واسطهای در بین.
یک شبکه که بدون تقسیمبندی به زیرشبکهها یا VLANهای متعدد، تمامی دستگاهها در یک دامنه Broadcast قرار دارند.
لایه اصلی و مرکزی یک شبکه بزرگ که اتصالات با سرعت بالا را فراهم میکند و لایههای دیگر را به هم متصل میکند.
بالاترین لایه در طراحی شبکه سلسلهمراتبی که مسئول فورواردینگ سریع و قابل اعتماد است و هیچ پردازش بستهای انجام نمیدهد.
پایینترین لایه در طراحی شبکه سلسلهمراتبی که دستگاههای کاربر نهایی (مانند کامپیوترها) به آن متصل میشوند.
لایهای بین لایه Access و Core در طراحی شبکه سلسلهمراتبی که مسئول مسیریابی، فیلترینگ و مدیریت سیاستهاست.
سیستم خودمختار، مجموعهای از شبکهها و روترها که تحت یک مدیریت واحد هستند و از پروتکلهای مسیریابی داخلی (IGP) برای تبادل اطلاعات استفاده میکنند.
پوسته امن، یک پروتکل شبکه رمزنگاری شده برای برقراری ارتباطات امن از راه دور (مانند دسترسی به خط فرمان دستگاهها).
پروتکل مدیریت شبکه ساده، پروتکلی برای جمعآوری و سازماندهی اطلاعات در مورد دستگاههای شبکه و تغییر پیکربندی آنها.
پروتکل زمان شبکه، پروتکلی برای همگامسازی ساعت کامپیوترها در یک شبکه.
ارسال یک فریم یا بسته به تمامی پورتها به جز پورت مبدا (مثلاً در سوئیچ برای فریمهای ناشناخته MAC).
افزایش بیرویه و کنترل نشده ترافیک در شبکه که میتواند منجر به کاهش عملکرد یا قطعی شود (مانند Broadcast Storm).
حمله سایبری که در آن مهاجم به صورت پنهانی ارتباط بین دو طرف را رهگیری و دستکاری میکند.
ارسال یک بسته داده از یک مبدا به یک مقصد واحد.
ارسال یک بسته داده از یک مبدا به تمامی دستگاهها در یک دامنه خاص (مثلاً یک زیرشبکه).
ارسال یک بسته داده از یک مبدا به گروهی از مقصدهای انتخابی.
ارسال یک بسته داده از یک مبدا به نزدیکترین مقصد از بین گروهی از مقصدهایی که یک آدرس IP مشترک دارند.
قابلیتی در سوئیچها که برای جلوگیری از حملات خاص (مانند BPDU Guard) استفاده میشود.
ویژگی در سوئیچهای سیسکو که پورتها را در صورت دریافت BPDU بلافاصله خاموش میکند تا از حملات STP جلوگیری کند.
ویژگی امنیتی در روترها که از تزریق مسیرهای ناخواسته به جدول مسیریابی جلوگیری میکند.
عملیات نظارت بر ترافیک شبکه برای جمعآوری اطلاعات (مانند DHCP Snooping برای جلوگیری از سرورهای DHCP جعلی).
فرایند جعل هویت (مانند آدرس IP یا MAC) برای فریب دادن سیستمهای شبکه.
عملیات بررسی پورتها، سرویسها یا آسیبپذیریها در یک شبکه یا سیستم.
فاز اولیه جمعآوری اطلاعات در مورد یک هدف قبل از انجام حمله یا تست نفوذ.
قابلیتی در سوئیچها (Port Mirroring) که ترافیک یک پورت یا VLAN را به پورت دیگری کپی میکند برای نظارت یا تحلیل.
ویژگی امنیتی در سوئیچها که دسترسی به یک پورت را بر اساس آدرس MAC مجاز محدود میکند.
ترجمه آدرس شبکه، فرایند ترجمه آدرسهای IP خصوصی به آدرسهای IP عمومی و بالعکس.
ترجمه آدرس پورت، نوعی NAT که از پورتهای مختلف TCP/UDP برای اجازه دادن به چندین دستگاه با IP خصوصی برای اشتراک یک IP عمومی استفاده میکند.
مجموعهای از آدرسهای IP عمومی که برای ترجمه آدرسهای خصوصی در NAT استفاده میشوند.
مجموعهای از آدرسهای IP عمومی و پورتها که در PAT برای ترجمه آدرسهای خصوصی استفاده میشوند.
نوعی NAT که در آن یک آدرس IP خصوصی به یک آدرس IP عمومی خاص به صورت ۱:۱ نگاشت میشود.
مفاهیم "Inside" (درون شبکه محلی) و "Outside" (بیرون شبکه محلی، اینترنت) که در پیکربندی NAT برای تعریف اینترفیسها و آدرسها استفاده میشوند.
مفاهیم "Inside" و "Outside" که در پیکربندی PAT مشابه NAT استفاده میشوند.
شبکه خصوصی مجازی، یک اتصال امن و رمزنگاری شده از طریق یک شبکه عمومی (مانند اینترنت) برای ایجاد یک تونل خصوصی.
راهکار امنیتی سیسکو که بر اساس هویت کاربر و دستگاه، سیاستهای دسترسی را اعمال میکند.
یک پلتفرم امنیتی جامع سیسکو برای مدیریت سیاستهای دسترسی و هویت در شبکه.
نسل بعدی فایروالهای سیسکو با قابلیتهای پیشرفته امنیتی مانند IPS/IDS و تحلیل بدافزار.
شناسه مجموعه سرویس، نام شبکه بیسیم که برای شناسایی آن توسط کاربران استفاده میشود.
شناسه مجموعه سرویس پایه، آدرس MAC نقطه دسترسی بیسیم (AP) یا SSID در حال پخش.
شناسه مجموعه سرویس توسعه یافته، نامی که به گروهی از BSSIDها تعلق دارد و یک شبکه بیسیم بزرگتر را پوشش میدهد.
شماره ISDN مشترک موبایل، شماره تلفن بینالمللی یک مشترک موبایل.
این اصطلاح در زمینه شبکه عمومی رایج نیست. ممکن است به مفاهیم خاصی در پروتکلهای موبایل یا مسیریابی اشاره داشته باشد.
یک نقطه دسترسی بیسیم که توسط یک کنترلر WLC مدیریت میشود و تنظیمات کمتری دارد.
نام عمومی برای یک نقطه دسترسی بیسیم که امکان اتصال دستگاههای بیسیم به شبکه محلی را فراهم میکند.
یک پروتکل در لایه پیوند داده (Data Link Layer) برای ارتباطات مبتنی بر X.25.
یک سرور که پروتکل RADIUS را پیادهسازی میکند و برای احراز هویت، اعطای مجوز و حسابداری کاربران شبکه استفاده میشود.
در زمینه شبکه و امنیت، میتواند به روشهای پشتیبانگیری و بازیابی دادهها اشاره داشته باشد.
در پروتکلهای مسیریابی، به انتشار اطلاعات مسیر (Advertisements) توسط روترها به همسایگانشان اشاره دارد.
مکانیزمهایی که در صورت خرابی مسیر اصلی، مسیرهای جایگزین را تبلیغ میکنند.
هفت لایه مدل مرجع OSI (Open Systems Interconnection) که نحوه ارتباطات شبکه را به صورت مفهومی تقسیمبندی میکند: Physical, Data Link, Network, Transport, Session, Presentation, Application.
پروتکل اینترنت، پروتکل اصلی در لایه شبکه (لایه ۳) برای مسیریابی بستهها.
مدل پروتکل TCP/IP، مجموعهای از پروتکلها که اساس اینترنت را تشکیل میدهند و به چهار لایه تقسیم میشوند: Network Access, Internet, Transport, Application.
بخشی از یک بسته IP که حاوی اطلاعات کنترلی مانند آدرسهای IP مبدا و مقصد، طول بسته و پروتکل است.
کنترل لینک منطقی، زیرلایهای در لایه Data Link (لایه ۲) مدل OSI که مسئول کنترل جریان و کشف خطا است.
بخش انتهایی یک فریم (در لایه ۲) که معمولاً شامل CRC برای تشخیص خطا است؛ IP خود تریلر ندارد و تریلر به فریمهای لایه ۲ مربوط است.
آدرسهای IP که بر اساس کلاسهای A, B, C, D, E طبقهبندی میشوند (این سیستم در حال حاضر منسوخ شده و CIDR جایگزین آن شده است).
آدرسهای IP که از سیستم کلاسبندی قدیمی استفاده نمیکنند و از CIDR برای تعیین مرزهای شبکه/میزبان بهره میبرند.
ترکیب چندین شبکه کوچکتر به یک شبکه بزرگتر با استفاده از Summarization یا Route Aggregation.
این اصطلاح در زمینه شبکه عمومی رایج نیست. شاید منظور "Supernet" یا "Administrator Network" باشد.
بخشی از آدرس IP که شبکه را شناسایی میکند و برای همه دستگاهها در آن شبکه یکسان است.
این اصطلاح رایج نیست. منظور ممکن است Host ID باشد که بخشی از آدرس IP است و یک دستگاه خاص را در شبکه شناسایی میکند.
بخشی از آدرس IP که یک دستگاه (میزبان) خاص را در یک شبکه شناسایی میکند.
زیرشبکهبندی با ماسک زیرشبکه متغیر، روشی برای تقسیم یک شبکه به زیرشبکههای با اندازههای مختلف برای استفاده بهینهتر از آدرسهای IP.
فرایند خلاصهسازی چندین مسیر مجزا به یک مسیر واحد برای کاهش حجم جدول مسیریابی و بهبود مقیاسپذیری.
آدرس IP که نتیجه خلاصهسازی چندین شبکه کوچکتر است.
نسخه ۴ پروتکل اینترنت، نسخه رایج IP که از آدرسهای ۳۲ بیتی استفاده میکند.
نسخه ۶ پروتکل اینترنت، نسخه جدیدتر IP که از آدرسهای ۱۲۸ بیتی استفاده میکند و برای حل مشکل کمبود آدرسهای IPv4 طراحی شده است.
دستگاهی که میتواند به صورت مستقل و بدون نیاز به مدیریت مرکزی کار کند.
توپولوژی شبکهای که به قسمتهای کوچکتر یا جداگانه تقسیم شده است.
تقسیم یک بسته IP به قطعات کوچکتر زمانی که اندازه آن از MTU لینک خروجی بزرگتر است.
فرایند دور زدن یک سیستم یا کنترل امنیتی.
مکانیزمی در پروتکلهای مسیریابی Distance Vector (مانند RIP) که برای جلوگیری از حلقههای مسیریابی از طریق تبلیغ یک مسیر با متریک بینهایت (غیرقابل دسترس) استفاده میشود.
زمان زندگی، فیلدی در هدر IP که حداکثر تعداد هاپهایی را مشخص میکند که یک بسته میتواند طی کند قبل از اینکه دور انداخته شود.
وضعیت اشباع در یک لینک شبکه یا دستگاه که منجر به تأخیر بالا، از دست رفتن بسته و کاهش عملکرد میشود.
تقسیم دادهها به قطعات کوچکتر (Segment) در لایه انتقال (مانند TCP) قبل از اینکه به لایه شبکه فرستاده شوند.
تقسیم یک بسته IP به قطعات کوچکتر (Fragment) در لایه شبکه زمانی که اندازه آن از MTU لینک بزرگتر است.
تقسیم یک شبکه به بخشهای کوچکتر یا زیرشبکهها برای مدیریت بهتر، افزایش امنیت و کاهش دامنههای Broadcast.
میزان در دسترس بودن و کارکرد صحیح شبکه در زمان مورد نیاز.
پایداری شبکه، میزان مقاوم بودن شبکه در برابر تغییرات و اختلالات و توانایی آن در حفظ عملکرد ثابت.
قابلیت اطمینان شبکه، میزان اطمینان از اینکه شبکه دادهها را به صورت صحیح و بدون خطا منتقل میکند.
مقیاسپذیری شبکه، توانایی شبکه در رشد و پشتیبانی از تعداد بیشتری کاربر و دستگاه بدون کاهش عملکرد.
رمزنگاری، فرایند تبدیل اطلاعات به یک کد برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز. انواع رمزنگاری شامل رمزنگاری متقارن و نامتقارن است.
حالتهای مختلف پورت در پروتکل STP: Listening (گوش دادن به BPDUs)، Learning (یادگیری آدرسهای MAC)، Forwarding (ارسال ترافیک)، Blocking (مسدود کردن ترافیک برای جلوگیری از حلقه).
عبارات "Really Restriction Protect" به ویژگیهای امنیتی مانند Port Security اشاره دارد.
پروتکل درخت پوشا در هر VLAN، نسخهای از STP که برای هر VLAN یک درخت پوشا مجزا ایجاد میکند.
در زمینه آدرسدهی IP، حالتی که دو یا چند زیرشبکه دارای آدرسهای IP مشترک هستند که میتواند منجر به مشکلات مسیریابی شود.
اطلاعات خام یا پردازش شده.
یک واحد داده در لایه شبکه (لایه ۳)، حاوی هدر IP و Payload.
یک واحد داده در لایه پیوند داده (لایه ۲)، حاوی هدر و تریلر لایه ۲ و Payload (که میتواند یک Packet باشد).
یک واحد داده در لایه انتقال (لایه ۴)، حاوی هدر TCP/UDP و دادههای کاربر.
یک واحد داده در لایه انتقال (برای UDP) یا لایه شبکه (برای IP) که به صورت بدون اتصال ارسال میشود.
چهار لایه مدل TCP/IP: Application, Transport, Internet, Network Access (که به ترتیب با لایههای مدل OSI متناظر هستند).